1399/4/17
آخرین اخبار
آرشیو موضوعی
آثار
آمار وب سایت
تعداد کاربران آنلاین : 1
بازدید امروز : 19
بازدید دیروز : 181
بازدید هفته جاری : 517
بازدید ماه جاری : 2873
بازدید سال جاری : 16100
بازدید کل : 187628
چند رباعي


وقتيکه گلِ هميشه سرخِ خورشيد

از مشرقِ شانه هاي او مي جوشيد

انبوهِ کبوترانِ سرخِ بوسه

ز جامِ لبش شرابِ جان مي نوشيد

 

بر سردي دي ، بهار پيروز شده ست

رخسار زمين شاد و دل افروز شده ست

مجموعه آب و سبزه و گل يعني

برخيز بيا، که عيد نوروز شده است

 

در کوچه مهرِ يار هشيار يک برو

در خواب خوش نگار بيدار برو

بازار جهان نمي خرد پيران را

تا هست جوانيت به بازار برو

 

بر ما چه گذشت کاين چنين افسرديم

در موسم زندگي به ناگه مُرديم

سرماي شديد را تحمل کرديم

هنگام شکوفيدن خود پژمرديم

 

 

آمد به برم شکفته همچون گل سرخ

اسرار نهان شنفته همچون گل سرخ

گفتم که ز اسرار نهان گو ، گفتا:

در خنده من نهفته ، همچون گل سرخ

 

جانانه بزن به دف که بيدار شوند

مستانه بکوب پا که هشيار شوند

اين خيل خمود ، اگر ز جا برخيزند

بر جان شب سياه ، آوار شوند

 

مستانه ز کوي تو گذر مي کردم

بر کشته عاشقان نظر مي کردم

يک کشته ميان کشتگان غايب بود

با کشته خويشتن سفر مي کردم

نظرات بینندگان انتشاریافته: 0 غیرقابل انتشار: 0
نظر شما
نام و نام خانوادگی:  
آدرس سایت:  
رایانامه:  
متن پیام: